شيخ حسين انصاريان
210
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
و سوم احسان ؛ زيرا كه چون آن سرّ وجودى [ انسان ] از مراتب استيداع افلاك و عناصر و مولّدات و مرتبهء استقرار كه رحم مادر است تجاوز كرد و به صورت اين نفس و مزاج انسانى ظاهر شد ، به سبب ملابست احكام كثرت عناصر و مولّدات ، حكم وحدت و طهارت و بساطتش در اين آثار كثرت حركات و سكَنات طبيعى و احكام انحرافات او مغلوب گشت و به آن سبب از مبدأ وحدت خود و لا بدّى رجوع به وى و طرق ظاهر و باطن آن رجوع ، به يكبارگى محجوب ماند . پس اگر به واسطهء تقليد پدر و مادر و مربّى ، يا دعوت رسولى و امامى از آن آگاهى مىيابد ، نخست اثر آن آگاهى به ظاهر نفس و جهت تدبيرى او مر مزاج و قوا و اعضاى او را مىرسد و از او به قوا و اعضا سرايت مىكند تا از كثرت و نامضبوطى حركات و سكنات قولًا و فعلًا و ظهور به صور انحرافات اعراض مىكنند و به وحدت و عدالتى كه در احكام شرع مندرج است روى مىآرند و آن را انقياد مىنمايد و آن زمان ، دخول ايشان در دايرهء مقام اسلام كه انقياد اوامر و زواجر شرع است درست مىشود . و آنگاه ارتباط اين شخص انسانى كه به مسلمانى درآمده است ، با حق و اسما و صفات مقدس او به طريق تعلّق ثابت مىافتد ؛ زيرا كه مربوب را به اسم رب و صفت ربوبيت و مخلوق را به اسم خالق و صفت خلق و مهدى را به اسم هادى و صفت هدايت و توبه كننده را به اسم توّاب و قابلالتَّوب و مغفور را با اسم غفّار و صفت مغفرت و هَلُمَّجَرّاً ، تعلّق ضرورى است و همچنين در مقام اسلام كه تقيّد است به عالم حكمت ، تعلّق به اسباب و علل و اضافت هر چيزى به سببى و علّتى ظاهراً و رؤيت اشيا مضاف به اين اسباب و علل ضرورى است كه فى الحقيقه آن اسباب و علل هم مظاهر آثار اين اسمايند . و تا دايرهء اسلام درنيامده است تعلّقش با بعضى اسما و صفات است دون البعض و چون به حقايق مقام اسلام متحقّق شد حينئذ تعلّقش با همهء اسما و صفات